تبلیغات
نِیِستان نِیِستان - آقای موسوی آیا میدانید چقدر محبوبیت دارید؟
 

آقای موسوی آیا میدانید چقدر محبوبیت دارید؟

نویسنده: رستم زابلی موضوع: سیاسی و اخبار سیاست، 

 

بسم الله الروح البقا

آقای موسوی آیا میزان محبوبیت فعلی خود را سنجیده اید؟

روزی كه رقابت كاندیدها برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد، حال و هوای كشور شور و نشاط بی سابقه ای به خود گرفت. جوانان و حامیان كاندیدها با هر نگرش و تفكری شب ها تا دیروقت با روشی كاملا دموكراتیك در شهر جمع شده و به اظهار نظر می پرداختند.
اما انتخابات كه به پایان رسید، وحشت جایگزین شادی شد. جالب آن كه كسی هم در پس همه این ماجراها قرار گرفت كه از همه بیشتر دم از قانون و قانون گرایی می زد.
میرحسین موسوی شخصی كه به جای خنده، خون بر چهره مردم نشاند، امروز از تمامی ابزار و روش های غیر قانونی برای به كرسی نشاندن حرف خود، بهره می گیرد.
آیا این بود معنای قانون مداری و احترام به قانون اساسی كه نخست وزیر امام (ره) از آن دم می زد؟ آیا امروز هواداران میرحسین موسوی در حال یادگیری الفبای دموكراسی هستند كه می گوید اگر من رییس جمهور ایران نبودم همان بهتر كه ایران هم نماند؟
شاید بد نباشد به جای فحاشی و تخریب كه معنای دیگر دموكراسی از نوع دیگران است، ما به روشی عقل مدارانه و نه زور مدارانه، به بررسی و تحلیل گذشته ای نه چندان دور بپردازیم:
1- همه مردم یادشان هست، زمانی را كه میرحسین موسوی ( كه البته تصور می كرد) شورای پول و اعتبار و سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل شده است، حملات شدیدی را به صورت حضوری یا غیابی متوجه دكتر احمدی نژاد كرده و وی را به انحاء مختلف قانون گریز عنوان كرد. اما امروز میرحسین موسوی نه قانون و اركان جمهوری اسلامی را می شناسد، نه به آن استناد می كند و نه از روش های قانونی پیگیر كار خود شده است.
امروز معنای قانونی را كه میرحسین موسوی از آن می گفت، فهمیدیم. معنایش این بود كه قانون تا وقتی خوب است كه در راستای منافع من باشد و هر جا غیر از این بود، من قانون خود را دارم.
2 – همه مردم یادشان هست،‌ زمانی كه ماجرای كوی دانشگاه در هجده تیر كلید خورد. اما آن چه كه كمتر برای مردم شكافته و باز شد این بود كه چگونه و با چه هدفی ماجرای كوی دانشگاه شكل گرفت،‌ هدایت شد و بعد هم هیچ كس نپرسید كه چه بر سر جوانان این مملكت كه به خاك و خون كشیده شدند آمد.
این ماجرا در دولت آقای خاتمی رخ داد. اگرچه حوادث مشابه دیگری نیز در دوران ایشان رخ داد كه بنا به مصالحی از آن می گذریم. اما امروز در اطراف میرحسین موسوی، همان چهره های تندرویی را می بینیم كه غائله 18 تیر و مشابه آن را كارگردانی كردند.
جریان خطرناكی كه هر جا قانون بر وفق مرادشان نباشد، با خون راه خود را باز می كنند.
3 – همه مردم یادشان هست، زمانی را كه میرحسین موسوی در حركتی از پیش تعیین شده و كاملا غیر قانونی، قبل از آن كه صندوقی از آرا برای شمارش باز شود گفت،‌ من با 30 میلیون رای برنده انتخابات هستم و اگر غیر از این بود شك نكنید تقلب شده است! جالب آن كه آقای خاتمی هم این پیروزی را به وی تبریك گفت.
نكته دیگر آن كه میرحسین موسوی مدعی قانون گرایی،‌ به جای استناد به روش ها و ادله قانونی، مبنای پیروزی خود را نظرسنجی های می داند كه همكارانش برای وی ساخته و پرداخته بودند.
جالب تر آن كه حتی رسانه های آمریكای و غربی كه این روزها تمام وقت و آنتن خود را به میرحسین موسوی و همراهان قانون مدار ایشان اختصاص داده اند نیز، از هفته ها و بلكه ماه ها قبل دكتر احمدی نژاد را فاتح دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می دانستند.
چگونه است در شرایطی كه حتی یك نظر سنجی خارجی ها نیز شانسی برای برد میرحسین موسوی پیش بینی نمی كرد، میرحسین موسوی قانون مدار، مبنای ادعایش را فقط نظر سنجی ستاد انتخاباتیش می داند.
4 – همه مردم یادشان هست، زمانی را كه میرحسین موسوی،‌ محمود احمدی نژاد را به این موضوع متهم كرد كه مگر این صندلی ریاست جمهوری چیست كه شما همه ابزار و امكانات خود را برای حفظ آن به كار بسته اید؟ و امروز همه می بینند كه چه كسی تشنه قدرت و به دست آوردن آن صندلی است آن هم به قیمت تكه تكه شدن ایران.
این در حالی است كه برای نخستین بار در كشور گویی برخی كه با سابقه میرحسین موسوی و اطرافیانش آشنا بود برای آن كه بهانه ای دست كسی ندهند، به وی اجازه دادند كه 50 هزار نماینده در پای صندوق های رای داشته باشد.
اما امروز و در حالی كه حتی معاون رییس جمهور آمریكا نیز كه حامی آشوب هاست می گوید، ما به دقت مسایل ایران را پیگیری می كنیم، اما در واقع ما هم هنوز هیچ سند و مدركی دال بر تقلب در انتخابات ایران مشاهده نكرده ایم.
جالب آن كه هنوز هم مصداق و سند روشنی از تقلب در انتخابات ارایه نشده، اما چیزی كه مردم می شنوند این است كه من به هر قیمتی باید رییس جمهور شوم و قانونی را كه مرا رییس جمهور نكند را هم قبول ندارم.
آقای میرحسین موسوی بد نیست به میان مردم رفته و چند كلامی نیز از زبان آنها بشنوید كه چه می گویند:
آقای موسوی آیا می دانید، این روزها مردم شما را عامل ریختن خون،‌ نقص عضو و آسیب روحی و جسمی جوانان خود می دانند؟
آقای موسوی آیا می دانید، این روزها مردم شما را عامل تخریب هزاران ساختمان و اموال و اسناد، سردرگمی، ناامنی، از بین رفتن ثبات و شادابی جامعه و از رونق افتادن كسب و كار خود می دانند. آقای موسوی آیا می دانید، این روزها هواداران شما چه شعارهایی را در خیابان به زبان می آورند كه مردم عادی نیز بهت زده به آنان می نگرند و از خود می پرسند مگر میرحسین موسوی از كشور دیگری آمده و مگر او همان میرحسین، نخست وزیر دوران جنگ و امام (ره) نیست؟
آقای موسوی آیا می دانید، این روزها مردم جنابعالی را شخصاً عامل تدوام وضع موجود در كشور می دانند. شما و اطرافیانتان كه بدون مجوز قانونی هوادارانتان را به خیابان ها میریزید، از احساسات پاك آن ها سود می برید، آنها را تحریك به تحرك علیه نظام می كنید، و با سكوت خود به ناامنی ها و نارضایتی های اجتماعی دامن می زنید.
آقای موسوی آیا می دانید، این روزها مردم درباره شما چگونه فكر می كنند،‌ صد البته كه منظور از مردم اعضای ستاد، برخی از هواداران و اطرافیانتان نیست. آیا به میان مردم رفته اید تا پس از این آشوب ها یك نظرسنجی در خصوص جایگاه و میزان محبوبیت خود در افكار عمومی كنید تا ببینید مردم همان میرحسین موسوی دوران دفاع مقدس در خاطرشان است یا میرحسین موسوی دوران آشوب. به شما توصیه می كنیم به میان مردم آمده و از آن ها نظر سنجی كنید نه مانند نظر سنجی های قبلی ستادتان كه شما را رییس جمهور می دانست.
آیا از خود پرسیده اید، پاسخ خون شهدا و امام عزیمان را كه همچون شمعی آب شدند تا كشور امن و آباد باشد را خواهید داد؟
آیا از خود پرسیده اید، پاسخ خانواده های داغدار و خسارات وارده به جان و مال و ناموس مردم را چگونه خواهید داد؟
آقای موسوی حتما شما هم می دانید وجدان، محكمه ای است كه در آن دروغ نمی توان گفت، پس شما را به وجدان خود و آمدن به راه صواب و ثواب فرا می خوانیم.

 

برچسب ها: موسوی،  

() نظرات